ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

731

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

در آن شهر سلطنت كنند حضارت در ميان آنان استحكام مىيابد و بيش از پيش رسوخ مىكند و اين حقيقت را ميتوان در قوم يهود ملاحظه كرد كه چون سلطنت ايشان قريب هزار و چهارصد سال در شام مستقر بود حضارت آنان رسوخ يافت و در كيفيات و عادات و رسوم معاش و تفنن در انواع هنرهاى آن مانند خوراكيها و پوشيدنيها و همهء امور خانه‌دارى مهارت پيدا كردند چنان كه تا امروز هم اغلب آداب مزبور را از آنان فرا ميگيرند و حضارت و آداب و رسوم آن در شام از ايشان و هم از دولت روم كه پس از آنان ششصد سال سلطنت كردند و در نهايت حضارت بسر ميبردند ، ريشه دوانيد و رسوخ كرد . و همچنين قبطيان كه پادشاهى ايشان سه هزار سال در ميان مردم به طول انجاميد و عادات و رسوم حضارت در كشور ايشان ، مصر ، رسوخ يافت و بدنبال آنان نوبت فرمانروايى يونانيان و روم [ در آن كشور ] فرا رسيد و سپس دوران اسلام فراز آمد كه رسوم و آداب همهء آنان را نسخ كرد و همچنان عادات حضارت پيوسته در آن كشور پايدار است . و نيز عادات و رسوم حضارت در يمن ريشه دوانيد ، زيرا دولت عرب از روزگار عمالقه و تبابعه هزاران سال در آن كشور پى در پى سلطنت كرد و سپس پادشاهى قبيلهء مضر جانشين حضارت آنان شد . و همچنين حضارت در عراق استحكام يافت ، زيرا دولت‌هاى نبطيان و ايرانيان از آغاز دوران كلدانيان و كيانيان و ساسانيان ( كسرويه ) و سپس عرب ، هزاران سال پيوسته در آن كشور فرمانروايى كردند ، و بنابر اين تا اين روزگار بر روى زمين مردمى از شاميان و عراقيان و مصريان متمدن‌تر نبوده‌اند و نيز عادات حضارت در اندلس هزاران سال رسوخ يافته است ، زيرا دولت عظيم قوط ( گت ) [ 1 ] ها دير زمانى در آن كشور فرمانروايى كرد و آنگاه دولت بنى اميه جانشين دولت گتها شد و هر

--> [ 1 - ) ] Goths